پرش به محتوا
دیجیتال مارکتینگ

پادکست برای برند؛ صدایی که در گوش مشتری می‌ماند

۴ دقیقه مطالعه

در بین همه‌ی کانال‌های محتوا، پادکست عجیب‌ترین فضای ارتباطی را دارد: مشتری داوطلبانه چند دقیقه از روزش را تنها با صدای شما می‌گذراند؛ در ماشین، در اتوبوس، در آشپزخانه. نه اسکرول رقابتی، نه تبلیغ کنارش (در اکثر پخش‌کننده‌ها). برای برندی که می‌خواهد در ذهن مخاطب عمیق بنشیند، پادکست مارکتینگ کانالی است که رقابت ایرانی‌اش هنوز کم است و گوش‌هایش آزادند. این راهنما برای شروع جدی ولی کم‌هزینه نوشته شده است.

پادکست برای چه برندهایی جواب می‌دهد؟

پادکست محتوای عمیق و صوتی است؛ برای برندهایی جواب می‌دهد که موضوع‌شان با گفت‌وگو و آموزش جور است: مشاوره‌های تخصصی (مالی، حقوقی، سلامت)، آموزشگاه‌ها، آژانس‌ها و استودیوها، صنایعی که داستان و تجربه دارند. برای برندهای کاملاً تصویری (مثل فروشگاه پوشاک) بازدهی کمتری دارد مگر فرمت مناسبی بچینید. سؤال تشخیصی ساده: آیا مخاطب ما سوالی دارد که جوابش حداقل ده دقیقه گفت‌وگو می‌خواهد؟ اگر بله، پادکست جایش باز است. در بازاریابی محتوایی دیدیم که محتوا باید در کانالی بنشیند که مخاطب آن‌جاست؛ پادکست را هم با همین منطق انتخاب کنید.

فرمت‌هایی که کار می‌کنند

  • مینی‌پادکست آموزشی: هر قسمت پنج تا ده دقیقه، یک سؤال، یک جواب. کم‌هزینه‌ترین و مناسب‌ترین شروع؛ شبیه همان کاری که در مجله با مقالات می‌کنیم، ولی صوتی.
  • گفت‌وگوی دومیاهانه با متخصص: مهمان‌های صنعت شما؛ اعتبار هر دو طرف را بالا می‌برد و شبکه‌ی مخاطب مهمان را می‌آورد.
  • پادکست روایی برند: داستان مشتری‌ها، پشت‌صحنه‌ها و تجربه‌ها؛ برای برندهایی که داستان واقعی دارند، قوی‌ترین فرمت است؛ اصولش در داستان‌سرایی برند آمده.

شروع کم‌هزینه؛ تجهیزات واقعی

خبر خوب: کیفیت صدای قابل‌قبول، با بودجه‌ی کوچک ممکن است. میکروفون میز یا یقه‌ای ساده، اتاق پرده‌دار (نه سالن بتنی) و یک نرم‌افزار ضبط رایگان؛ این‌ها کفایت می‌کند. مهم‌تر از میکروفون، سه چیز است: صدای ثابت (سطح صدا و فاصله از میکروفون همیشه یکسان)، متن منظم (همان تقویم محتوایی که در تقویم محتوایی ساختید، ستون پادکست‌تان هم می‌شود) و استمرار. پادکستی که سه قسمت می‌آید و می‌میرد، بدتر از شروع‌نکردن است؛ برای همین اول ظرفیت واقعی تولیدتان را بسنجید، بعد وعده بدهید: قسمت‌های کوتاه و هر دو هفته یک‌بار، بهتر از قسمت‌های بلند و نامنظم است.

توزیع؛ کجا منتشر کنیم؟

پادکست باید جایی باشد که مخاطب ایرانی گوش می‌دهد: پلتفرم‌های پخش رایج، کست‌باکس و کانال‌های پیام‌رسان‌های داخلی. نسخه‌ی ویدیویی هم بسازید (فقط ویدیوی ساده از میز گفت‌وگو) و در یوتیوب بگذارید؛ در یوتیوب برای برند دیدیم که این کانال دیر جواب می‌دهد ولی سنگین می‌فروشد؛ نسخه‌ی ویدیویی پادکست، یک تیر و دو نشان است. متن هر قسمت را هم در مجله‌ی سایت منتشر کنید؛ هم سئوی سایت تغذیه می‌شود و هم کسانی که ترجیح می‌دهند بخوانند پوشش داده می‌شوند. و در لحن برند یکدست بمانید؛ پادکست صمیمی‌ترین کانال است و لحن ساختگی سریع لو می‌رود.

اندازه‌گیری؛ پادکست را چطور بسننجیم؟

پادکست فروش مستقیم لحظه‌ای نمی‌آورد؛ برند و اعتماد می‌سازد که بعداً می‌فروشد. سنجه‌های واقع‌بینانه: تعداد شنونده‌های هر قسمت و روند ماهانه، تکمیل‌شدن قسمت‌ها (در پلتفرم‌ها دیده می‌شود)، میزان ورود از دعوت‌های قسمت (کد تخفیف اختصاصی یا لندینگ اختصاصی هر قسمت) و بازخوردهای مستقیم. حداقل شش ماه صبر کنید تا قضاوت کنید؛ همان‌طور که در ویدیو مارکتینگ و یوتیوب دیدیم، کانال‌های عمیق با عدد شش‌ماهه سنجیده می‌شوند، نه با هفته‌ی اول. و اگر در اول مسیر، بودجه‌تان محدود است، اولویت را بدهید به زیرساخت فروش (سایت، محتوای سایت)؛ پادکست تکمیلی است، نه جایگزین.

جمع‌بندی

پادکست مارکتینگ یعنی اجاره‌ی گوش مشتری در خلوت‌ترین لحظات روزش؛ با فرمت درست، صدای ثابت و استمرار واقعی، کانالی می‌سازد که رقابت‌اش هنوز کم است و اثرش عمیق. از قسمت‌های کوتاه آموزشی شروع کنید، متن‌ها را به سئوی سایت برسانید و با سنجه‌های شش‌ماهه قضاوت کنید. اگر خواستید پادکست در استراتژی محتوای برندتان جا بگیرد، خدمات برندینو کنارتان است.

عضو تیم برندینو — تولید محتوا و استراتژی برند.

یک پاسخ به “پادکست برای برند؛ صدایی که در گوش مشتری می‌ماند”

  1. […] هم همین جنس ارتباط صوتی عمیق را می‌سازد و راهش در پادکست مارکتینگ باز شده است. دوم، ماندگاری: ویدیوی آموزشی پایه مثل […]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *