پرش به محتوا
شبکه‌های اجتماعی

تقویم محتوایی ماهانه: چطور ۲۰ پست را یک روزه آماده کنیم؟

۶ دقیقه مطالعه brandino

بزرگ‌ترین دشمن پیج‌های کسب‌وکار، اضطرار روزانه است: امروز هیچ‌چیز نداریم، هرچه هست بگذار. این اضطرار، یا پیج را رها می‌کند یا کیفیت را. راه‌حل، تقویم محتوایی است؛ اما نه اکسلی پیچیده که کسی بازش نمی‌کند. تقویم ساده‌ای که واقعا با آن زندگی می‌شود، از سه بخش می‌آید: سبد فرمت‌ها، ضبط گروهی و صف انتظار.

سبد فرمت‌ها: تعریف هفته، نه تعریف روز

به‌جای اینکه هر روز بپرسید چه بگذاریم، هفته را قالب‌بندی کنید: دوشنبه آموزش، چهارشنبه اثبات یا نمونه‌کار، جمعه پشت‌صحنه یا تعامل. سه ستون ثابت، ذهن را از تصمیم‌گیری روزانه خلاص می‌کند و پیج را متنوع نشان می‌دهد بدون شلوغی. فرمت‌های آماده برای خدمات را در هفت فرمت ریلز نوشته‌ایم؛ همان‌ها را در ستون‌ها پخش کنید. برای کافه و رستوران، ستون‌ها جابه‌جا می‌شوند: منو، پشت‌صحنه آشپزخانه، و نظرات مشتری.

ضبط گروهی: یک روز، دو هفته محتوا

سخت‌ترین بخش تولید، شروع کردن هر بار است؛ وقتی دوربین بیرون می‌آید، باید چند روز کار کند. روز ضبط گروهی بگذارید: صبح، همه عکس‌های محصول یا خدمت؛ ظهر، چند ریلز پشت‌سرهم با لباس و نور ثابت؛ عصر، متن‌ها. همین یک روز، دو هفته محتوا می‌دهد. عکس‌ها را با قواعد عکس غذا یا قاعده یکدستی هویت بصری پیج بگیرید تا بعدا هر چیزی با هر چیزی سوار نشود.

صف انتظار: مخزنی که هرگز خالی نشود

تقویم بدون صف انتظار، با اولین روز شلوغ می‌شکند. صف یعنی فهرست پست‌های آماده بیشتر از نیاز تقویم؛ حداقل پنج‌شش تا اضافه. هر ایده‌ای همین لحظه در گوشی یادداشت شود و در صف بنشیند؛ ایده‌ای که یادداشت نشود، فردا نیست. پست‌های فصلی و تخفیف‌ها را هم در صف بگذارید اما تاریخ‌دار؛ تا وسط ماه یادتان نیاید که کمپین‌تان شروع شده بود هفته پیش.

ابزار: ساده‌ترین چیزی که همه می‌بینند

ابزار تقویم، هر چیزی است که واقعا بازش کنید: یک جدول ساده، یک تقویم گوشی، یا ابزار زمان‌بندی پیج. معیار انتخاب، دیده‌شدن روزانه است، نه امکانات. هر هفته یک بار، پانزده دقیقه: هفته بعد را از صف پر کنید، هفته گذشته را نگاه کنید ببینید چه ذخیره یا بازدیدی گرفته و ستون بعدی را همان جهت بچینید. بازخورد را در مدیریت کامنت‌ها هم ببینید؛ سوال‌های تکراری، ایده‌های رایگان تقویم بعدی‌اند.

اگر خواستید برای پیج‌تان تقویم دو ماه اول را ما بچینیم؛ با فرمت‌های صنف شما و سنجاق به رویدادهای فصل؛ از فرم مشاوره بگویید پیج‌تان چه کار می‌کند و چند بار در هفته می‌توانید محتوا تولید کنید؛ تقویم واقع‌بینانه، نه ایده‌آل، تحویل می‌دهیم.

سناریوی واقعی: تقویم دو ماهه یک کافه محله‌ای

کافه‌ای را در نظر بگیرید که صاحبش از تقویم می‌ترسد، چون فکر می‌کند کسب‌وکارش محتوای آموزشی ندارد و چیزی برای گفتن نیست. تقویم او با سه ستون ساده بسته شد: دوشنبه منو و محصول، چهارشنبه پشت‌صحنه و آدم‌های کافه، جمعه سوال و تعامل با مشتری‌ها. ماه اول، همان الگوی آشنای همه پیج‌ها بود: هفته‌ی اول با اشتیاق، هفته‌ی دوم با عجله، و هفته‌ی سوم یک روز سکوت که اعتمادبه‌نفس صاحب پیج را هم برد. جالب اینکه مشکل از ستون‌ها نبود؛ ستون‌ها درست چیده شده بودند. مشکل از صف انتظار بود که اصلا ساخته نشده بود و هر هفته، از صفر شروع می‌شد.

ماه دوم با یک تغییر کوچک شروع شد: روز ضبط گروهی، یکشنبه صبح، ثابت شد و مثل نوبت آرایشگاه، جابه‌جا نمی‌شد. همان یک روز، عکس‌های منو، دو ویدیوی کوتاه از بار و چند نمای سالن گرفته شد؛ یعنی ذخیره‌ی دو هفته انتشار در حدود سه ساعت کار. صف انتظار هم با یک قاعده ساده پر شد: هر ایده، همان لحظه در یادداشت گوشی بنشیند؛ حتی سوال‌های تکراری مشتری‌ها. برای مثال، «شیرینی‌خانگی چند روز می‌ماند؟» یک پست شد و پاسخش بعدا به هایلایت هم راه پیدا کرد. منطق پشت این چرخه، همان چیزی است که در بازاریابی محتوایی؛ ماشین فروش خفته در گوگل توضیح داده‌ایم: محتوای کم اما پیوسته، در جذب مشتری محلی از محتوای زیاد اما قطع‌ووصل جلوتر است.

نکته‌ی تجربی این سناریو یک چیز است: کافه هیچ‌وقت «کاملا آماده» نشد که شروع کند. دوربین گوشی، نور پنجره و دو ساعت وقت، کل تجهیزات ماه اول بود. اگر منتظر می‌ماندند اول منو حرفه‌ای عکاسی شود و بعد محتوا تولید شود، ماه دوم هم دقیقا مثل ماه اول می‌گذشت؛ با این تفاوت که رقیب آن‌طرف خیابان، شش هفته جلوتر افتاده بود.

یک جزئیات دیگر که در این دو ماه یاد گرفته شد: ستون‌ها را با تقویم رویدادهای محلی هم‌زمان کنید. همان کافه، قبل از شب یلدا، هفته‌ای دو پست بسته‌بندی هدیه و رزرو میز گذاشت و همه از صف انتظار آمد؛ چون سه هفته قبل، در همان روز ضبط گروهی، عکس‌ها گرفته شده بودند. هم‌زمانی با فصل کاری نمی‌کند که محتوای بیشتری بسازید؛ فقط همان محتوای همیشگی را در زمان درست می‌نشاند، و زمان درست، نصف اثر است.

چک‌لیست ماهانه: پنج دقیقه قبل از بستن تقویم

قبل از اینکه تقویم ماه بعد قفل شود، این فهرست را رد کنید. هر مورد کمتر از یک دقیقه وقت می‌گیرد، اما همین پنج دقیقه است که جلوی فروریختن هفته‌ی سوم را می‌گیرد؛ همان هفته‌ای که همیشه، بی‌سر و صدا، تقویم‌ها را می‌شکند:

  • سه ستون هفته کامل پر شده یا یکی خالی مانده؟ ستون خالی، یعنی آن هفته در میانه‌ی ماه می‌شکند.
  • صف انتظار حداقل پنج پست اضافه دارد؟ اگر نه، همان امروز موعد ضبط گروهی بعدی را ببندید، نه «هفته‌ی بعد».
  • پست‌های فصلی و کمپین تخفیف، تاریخ‌دار شده‌اند؟ ایده‌ی بی‌تاریخ، دقیقا وسط ماه یادتان می‌آید که موعدش گذشته است.
  • هر پست یک مسیر اقدام دارد: ذخیره، پیام، یا تماس؟ پستی که مسیر ندارد، فقط فید را پر می‌کند.
  • عملکرد هفته‌ی گذشته را نگاه کردید؟ ذخیره‌ها و سوال‌های تکراری، جهت ستون بعدی را می‌سازند؛ اصول ساده‌ی خواندن این اعداد در آنالیتیکس برای مبتدی‌ها؛ کدام اعداد مهم‌اند؟ آمده است.

این چک‌لیست جایگزین نگاه کردن به آمار نیست؛ جایگزین حدس زدن است. تقویمی که ماهی یک بار با واقعیت چک شود، بعد از دو سه ماه خودش شبیه صاحب کسب‌وکارش می‌شود: واقع‌بین، پیوسته و قابل ادامه. و اگر یک ماه کامل به‌هم ریخت، فاجعه نیست؛ تقویم را از همان هفته‌ی جاری از صف انتظار دوباره پر کنید، نه از ماه آینده. معطلی برای «شروع از دوشنبه‌ی آینده»، همان تله‌ی کمال‌گرایی است که ماه اول را ساخت.

مطالب مرتبط

brandino

عضو تیم برندینو — تولید محتوا و استراتژی برند.