پرش به محتوا
برندینگ کافه و رستوران

فتوگرافی غذا برای منو و اینستاگرام: راهنمای بدون دوربین حرفه‌ای

۶ دقیقه مطالعه brandino

عکس بدِ غذا، غذا را می‌فروشد؛ به رقیب. در منو و پیج اینستاگرام، تصویر اولین گاز مشتری است و کیفیتش، حس کیفیت آشپزخانه را می‌سازد. خبر خوب این است که برای کافه و رستوران معمولی، دوربین چندده‌میلیونی لازم نیست؛ گوشی خوب با سه قاعده درست، بیشتر کارها را می‌کند و هزینه‌ای که عکاس حرفه‌ای می‌خواهد را برای روزهای خاص نگه می‌دارد.

نور: پنجره، بهترین همکار رایگان

نور پنجره از کنار، بافت غذا را زنده می‌کند؛ فلاش گوشی برعکس، سطح را صاف و بی‌روح می‌کند. قاعده ساده: غذا را نزدیک پنجره بگذارید، از کنار نور بگیرید، نه از روبه‌رو که سایه سخت می‌اندازد. اگر روزها ساعت مشخصی برای عکس دارید، همان ساعت را ثابت نگه دارید تا همه عکس‌های منو هم‌خانواده شوند. یکی از دلایل ناهماهنگی عکس‌های پیج‌ها، عکس گرفتن در ساعت‌های مختلف با نورهای مختلف است.

پس‌زمینه و ظرف، قاعده‌ای که ثابت بماند

دو تصمیم را از اول قفل کنید: یک خانواده پس‌زمینه و یک خانواده ظرف. سطوح چوبی یا سنگی خنثی، با بیشتر غذاها جواب می‌دهد؛ و ظرف‌ها یا یک رنگ‌اند یا یک جنس. این قفل‌کردن، عکس‌های پیج را یکدست می‌کند و یکدستی، همان چیزی است که مغازه را از دست‌فروشی جدا می‌کند؛ همان منطقی که در هویت بصری فروشگاه آنلاین هم گفتیم، این‌جا صدق می‌کند.

زاویه، متناسب با غذا

زاویه عمودی برای وعده‌های تو‌در‌تو مثل برگر و لایه‌کیک؛ زاویه چهل‌وپنج درجه برای بشقاب‌های ترکیبی؛ و زاویه بالا برای میزهای شلوغ و صبحانه‌ها. قانون ساده‌تر از همه: هر غذا را از دو سه زاویه بگیرید و بهترین را نگه دارید، اما بین آیتم‌های منو، زاویه‌ها را نه‌چنان متنوع نکنید که خانواده عکس‌ها از هم بپاشد. چیدمان نهایی این عکس‌ها در منو، جای خودش دارد و در راهنمای طراحی منو گفته‌ایم کدام آیتم‌ها عکس می‌خواهند و کدام نه.

ویرایش: کمی، همیشه به یک اندازه

ویرایش باید حس غذا را تقویت کند نه جایگزینش شود: وضوح ملایم، گرمای کم، و کنتراست نرم. یک فیلتر ثابت انتخاب کنید و همیشه همان را بزنید؛ عکس‌هایی که هر کدام یک فیلتر دارند، پیج را شلوغ نشان می‌دهند. و مهم‌تر: عکس منو را با غذای واقعی آشپزخانه تطبیق بدهید؛ اغراق در عکس منو، نارضایتی می‌سازد و در صنف خانگی، اعتماد را می‌سوزاند.

یک ساعت در هفته، کافی است

برای پیج، یک جلسه هفتگی یک‌ساعته با نور پنجره، چهار تا شش عکس خوب می‌دهد؛ همین عکس‌ها با قالب ثابت، هفته را پر می‌کنند و در تقویم محتوایی ماهانه جا می‌گیرند. اگر خواستید قاعده عکس‌گرفتن را به شکل یک برگه یک‌صفحه‌ای برای آشپزخانه بنویسیم یا منوی جدیدتان عکس حرفه‌ای بخواهد، از فرم مشاوره بنویسید تعداد آیتم‌ها؛ می‌گوییم کدام بخش ارزش عکاس دارد و کدام را با همین روش گوشی می‌شود زد.

سناریوی واقعی: یک ساعت عکاسی شنبه‌صبح در کافه

شنبه‌ها، قبل از سرویس صبحانه، کافه‌ای که این روش را اجرا می‌کند یک جلسه یک‌ساعته دارد. ساعت هشت صبح میز کنار پنجره آزاد می‌شود؛ یک پارچه ساده و دو ظرف ثابت از قبل آماده‌اند. ردیف اول: سه آیتم منو که آن هفته قرار است در پیج دیده شوند. آشپزخانه همان‌ها را با تزیین واقعی می‌فرستد؛ نه نسخه جعلی که بعدا مشتری را سرخشته کند. هر غذا دو سه فریم می‌گیرد: یکی از بالا، یکی چهل‌وپنج درجه. خمیر و دسرها اول عکس می‌شوند چون در نور صبح، بافت‌شان بهتر درمی‌آید؛ وعده‌های گرم و بخاردار را برای آخر جلسه بگذارید تا بی‌معطلی قاب بگیرند. کل جلسه حدود سی عکس می‌شود که از دلش پنج شش عکس قابل استفاده درمی‌آید؛ همان عددی که یک هفته پیج را با خیال راحت پر می‌کند.

نکته کلیدی این جلسه، قبل از گرفتن عکس است: شات‌لیست کاغذی. فهرست بنویسید چه عکس‌هایی برای هفته بعد لازم دارید؛ معرفی آیتم تازه، استوری از فضای داخلی، و یک قاب از تیم. بدون شات‌لیست، جلسه عکاسی به سرعت به عکس‌های بی‌هدف می‌رسد که هیچ‌کدام جای مشخصی در تقویم ندارند. بعد از جلسه، همان روز ویرایش کوتاه با یک فیلتر ثابت انجام می‌شود و عکس‌ها در قالب ثابت مدیریت شبکه‌های اجتماعی می‌نشینند؛ قابی که قبلا با پالت برند ساخته شده. نتیجه این نظم، پیجی است که هر هفته هم زنده است هم یکدست؛ و مهم‌تر از همه، صاحب کافه دیگر هر شب با استرس «امروز چی پست کنیم» دست‌پاچه نمی‌شود.

این جلسه برای تیم هم یک تمرین برند است: وقتی سرآشپز می‌بیند چه چیزی از آشپزخانه‌اش قاب می‌گیرد، حس امضا پیدا می‌کند و پیشنهاد تزیین و چیدمان می‌دهد. عکس غذا فقط کار ادمین پیج نیست؛ کار مشترک آشپزخانه و برند است و همین مشارکت، کیفیت عکس‌ها را هر هفته بالا می‌برد. و اگر روزی جلسه به تعطیلی خورد، بانک چند عکس اضافه که در هفته‌های خلوت ذخیره کرده‌اید، نظم پیج را حفظ می‌کند.

اشتباه‌هایی که عکس غذا را بی‌اثر می‌کند

این اشتباه‌ها را در پیج‌های واقعی زیاد دیده‌ایم؛ هر کدام ساده به نظر می‌رسد اما مجموعشان، پیج را از ویترین برند به آلبوم تصادفی تبدیل می‌کند:

  • فلاش گوشی؛ سطح غذا را صاف و براق می‌کند و بافت را می‌کشد.
  • هر عکس با یک فیلتر متفاوت؛ پیج شلوغ و بی‌هویت دیده می‌شود.
  • اغراق در ویرایش؛ اشباع رنگ بالا، غذا را مصنوعی نشان می‌دهد و وقتی سفارش می‌رسد، ناامیدی می‌سازد.
  • پس‌زمینه شلوغ؛ سینی، دستمال و وسایل سرویس در قاب، توجه را از غذا می‌برد.
  • عکس گرفتن وسط ساعت شلوغ؛ عجله، آشپزخانه را به عکس‌های بی‌دقت سوق می‌دهد.
  • استفاده از عکس‌های اینترنتی؛ مشتری با اولین سفارش، فاصله عکس و واقعیت را می‌فهمد و اعتماد می‌سوزد.

عکس خوب غذا، در نهایت یک ابزار معرفی است: مشتری‌ای که عکس آشتوی شما را برای دوستش می‌فرستد، در حال انجام تبلیغ رایگان است؛ همان مکانیزمی که در بازاریابی دهان‌به‌دهان؛ ارزان‌ترین تبلیغ دنیا باز شده. برای همین ارزش دارد که این جزئیات، هر هفته با همین ساعت ثابت و فیلتر ثابت اجرا شود؛ یکدستی عکس‌ها، یکدستی برند را در ذهن مشتری می‌سازد و برندی که در ذهن شکل گرفته، دیگر به تخفیف مداوم برای دیده شدن نیاز ندارد. چک‌لیست کوچکی هم برای جلسه عکاسی داشته باشید: نور از کنار، پس‌زمینه خنثی، ظرف ثابت، دو زاویه برای هر غذا و یک قاب دست در تصویر. برای شروع، فقط دو اشتباه اول را این هفته اصلاح کنید؛ نتیجه‌اش را در بازخورد کامنت‌ها همان هفته می‌بینید.

مطالب مرتبط

brandino

عضو تیم برندینو — تولید محتوا و استراتژی برند.