پرش به محتوا
برندینگ کافه و رستوران

برنامه وفادارسازی مشتری کافه: کارت، تمبر یا اپلیکیشن؟

۶ دقیقه مطالعه brandino

مشتری تکراری، ستون فروش کافه است؛ هزینه نگه‌داشتنش، کسری از هزینه جذب مشتری جدید است. برای همین برنامه‌های وفادارسازی، از تمبر ساده تا اپلیکیشن، به یکی از سوال‌های پرتکرار صاحبان کافه تبدیل شده‌اند. پاسخ کوتاه ما: ابزار مهم‌تر از منطق برنامه نیست؛ برنامه‌ای که ساده اجرا شود و پاداشش واقعی باشد، از اپلیکیشن گران که نصف کارمندان با آن درگیرند، بیشتر فروش می‌آورد.

کارت تمبری: ارزان، ملموس، کارا

کارت کوچکی که هر خرید، یک تمبر می‌گیرد و بعد از ده خرید، یک قهوه رایگان؛ این مدل در کافه‌های محلی از همه جا بهتر جواب می‌دهد. دلایلش عملی است: ملموس بودن، کارت در کیف مشتری می‌ماند و هر بار یادآور برند است؛ شفافیت، مشتری دقیقا می‌داند چند قدم مانده؛ و هزینه نزدیک به صفر چاپ و اجرا. نکته‌های اجرایی: قاعده را روی کارت چاپ کنید، امضای مسئول را جای تمبر بگذارید و پاداش را در دسته‌ای بدهید که حاشیه سودش سالم است، نه گران‌ترین آیتم منو. طراحی همین کارت کوچک، زیرمجموعه ست اداری است و با همان قواعد هویت چاپ می‌شود.

باشگاه ساده با شماره تماس

مدل بدون کارت: مشتری با شماره تماس ثبت می‌شود و سیستم یا حتی جدول ساده، تعداد خریدها را نگه می‌دارد. مزیتش، ماندن اطلاعات مشتری نزد شماست؛ برای پیام‌های عرضه خاص و منوی فصلی، ارزشمند است. اما مراقب تجربه باشید: اگر ثبت‌نام، روند سفارش را کند کند، مشتری برنامه را نفرت‌انگیز می‌بیند. این مدل وقتی می‌ارزد که گردش مشتری تکراری‌تان قابل توجه است و می‌خواهید با تقویم محتوایی و پیام‌های منظم ارتباط را نگه دارید.

اپلیکیشن اختصاصی: برای چه کسی؟

اپلیکیشن، هزینه ساخت و نگهداشت دائمی دارد و مهم‌تر، هزینه رفت‌وبرگشت مشتری: باید نصب شود، ثبت‌نام شود و یاد گرفته شود. برای یک کافه یا دو شعبه، این هزینه معمولا با فروش اضافی‌اش جور درنمی‌آید؛ جایش، استفاده از امکانات پلتفرم‌های آماده است که کارت مجازی و کیف پول می‌دهند و ساخت اختصاصی نمی‌خواهند. اپلیکیشن اختصاصی زمانی منطقی است که زنجیره‌ای از چند شعبه و حجم سفارش آنلاین داشته باشید.

پاداشی که می‌ارزد

هرچه باشد، پاداش باید سه ویژگی داشته باشد: زودرس، مشتری باید حس کند به آن نزدیک می‌شود؛ واقعی، تخفیف خیلی کوچک، رفت‌وبرگشتش نمی‌ارزد؛ و برندپذیر، پاداش می‌تواند دسر امضای کافه باشد، نه فقط درصد. همین پاداش امضایی، فرصت معرفی برنامه توسط مشتری به دوستان را بالا می‌برد؛ و معرفی دوستانه، از هر تبلیغی به‌صرفه‌تر است. اگر دسر امضایی ندارید، برند شخصی سرآشپز راه ساختش را نشان می‌دهد.

اگر می‌خواهید برای کافه‌تان برنامه‌ای بچینیم که با منو و هویت بصری‌تان یکی باشد، از فرم مشاوره بنویسید میانگین سفارش و گردش مشتری روزانه؛ مسیر ساده‌ای که از همین هفته قابل شروع باشد، پیشنهاد می‌دهیم.

سناریوی واقعی: سه ماه با کارت تمبری

کافه‌ای محله‌ای با چهل پنجاه مشتری تکراری در روز، کارت تمبری راه می‌اندازد؛ ده خرید، یک قهوه رایگان. ماه اول: کارت‌ها با همان پالت و فونت برند چاپ می‌شود، قاعده روی کارت نوشته شده و پشتش جای امضای شیفت خالی است. اعلام برنامه هم ساده است: پیشخوان، یک جمله روی جعبه، و پیج. ماه اول، بیشتر مشتری‌ها کارت را می‌گیرند و گم می‌کنند؛ طبیعی است. نکته اجرایی مهم، آموزش دو جمله‌ای به تیم است: هنگام پرداخت، کارت را پیشنهاد بده و پیشرفت مشتری را بگو؛ «تا قهوه رایگان‌تان سه امضای دیگر مانده».

ماه دوم، اولین مشکل واقعی پیش می‌آید: چند مشتری مدعی‌اند امضای آن‌ها زده نشده. راه‌حل، همان امضای نام شیفت کنار هر تمبر است و از این به بعد، بحثی سر امضا پیش نمی‌آید. ماه سوم، داده‌ها جمع می‌شود: میانگین زمان پر شدن کارت، آیتمی که مشتری‌های وفادار بیشتر سفارش می‌دهند و ساعت‌های کم‌فروشی که با پیام یادآوری پرتر شد. این همین داده ساده است که ارزش برنامه را نشان می‌دهد؛ نه اپلیکیشن، نه سیستم پیچیده. ساختار کامل‌تر چنین برنامه‌هایی برای کسب‌وکارهای کوچک در برنامه وفاداری مشتری برای کسب‌وکار کوچک آمده و اثر دوستانه این کارت‌ها، وقتی مشتری برای دوستش کارت می‌گیرد، به بازاریابی دهان‌به‌دهان؛ ارزان‌ترین تبلیغ دنیا وصل می‌شود.

اگر بخواهیم نتیجه این سه ماه را در یک جمله بگوییم: برنامه وفاداری، پروژه آشپزخانه نیست؛ پروژه عادت‌های تیم است. کافه‌ای که تیمش جملات پیشنهادی را جدی می‌گیرد، کارت‌ها را با لبخند تعارف می‌کند و امضا را با دقت ثبت می‌کند، همان کافه‌ای است که برنامه‌اش دوام می‌آورد؛ بقیه جزئیات، ابزارهای این عادت‌اند. این جمله را جایی بنویسید که تیم هر هفته ببیند؛ عادت‌ها بدون یادآوری، به نوشته‌های دیوار برمی‌گردند.

اشتباه‌های رایج در اجرای برنامه وفاداری

پیش از راه‌اندازی، این اشتباه‌ها را کنار بگذارید:

  • تعداد تمبر زیاد؛ برنامه‌ای که پاداشش بعد از بیست خرید می‌رسد، مشتری را در میانه راه خسته می‌کند و کارت‌ها بی‌هدف جمع می‌شوند.
  • پاداش گران‌ترین آیتم منو؛ پاداش باید از دسته‌ای باشد که حاشیه سودش سالم است، وگرنه برنامه به ضرر تمام می‌شود.
  • قاعده‌های مبهم؛ اگر مشخص نباشد سفارش بیرون‌بر هم امضا دارد یا نه، هر شیفت یک تفسیر می‌سازد و اعتماد می‌سوزد.
  • پاداش بی‌برند؛ درصد تخفیف خالی، به برند نمی‌چسبد؛ دسر امضایی یا آیتم تازه، هم پاداش است هم معرفی محصول.
  • شروع بی‌اعلام؛ برنامه‌ای که مشتری نمی‌داند، برنامه نیست؛ اطلاع‌رسانی با همان لحن برند، سه چهار هفته ادامه دارد.
  • گرفتن اطلاعات بی‌دلیل؛ فرم ثبت‌نامی که شماره تلفن، ایمیل و تولد می‌خواهد، مشتری را از برنامه دور می‌کند؛ فقط همان داده‌ای را بگیرید که واقعا استفاده می‌کنید.
  • هم‌زمان کردن شروع برنامه با فصل شلوغی؛ برنامه وفاداری را در ماه کم‌فروش راه بیندازید تا نتیجه‌اش قابل دیدن باشد.

و یک هشدار اجرایی: برنامه وفاداری جای تخفیف‌های شتاب‌زده را نمی‌گیرد و نباید با آن قاطی شود؛ وفاداری، رابطه بلندمدت می‌سازد و تخفیف بی‌برنامه، ارزش برند را پایین می‌آورد. اگر برنامه‌تان را اجرا کردید و بعد از دو ماه بازخوردی ندیدید، پیش از تغییر پاداش، اجرای تیم را بسنجید؛ در بیشتر مواقع مشکل از قاعده نیست، از فراموش شدن برنامه در شیفت‌های شلوغ است. یک تقویم ساده برای مرور ماهانه هم داشته باشید: پنج دقیقه در پایان ماه، اعداد کارت‌ها را نگاه کنید و یک اصلاح کوچک برای ماه بعد بنویسید. و اگر روزی خواستید برنامه را جمع کنید، با احترام جمعش کنید؛ پاداش‌های باقی‌مانده را کامل ادا کنید تا اعتماد سالم بماند.

مطالب مرتبط

brandino

عضو تیم برندینو — تولید محتوا و استراتژی برند.