پرش به محتوا
شبکه‌های اجتماعی

محتوای ریلز برای کسب‌وکارهای خدماتی: ۷ فرمت که واقعا…

۶ دقیقه مطالعه brandino

برای کسب‌وکار خدماتی، ریلز سخت به نظر می‌رسد؛ چون محصولی برای باز کردن جلوی دوربین ندارد. اما دقیقا به همین دلیل، ریلز فرصت است: اکثر رقبای شما هم ندارند چه بگویند و فقط عکس می‌گذارند. کسی که چند فرمت ثابت پیدا کند، در صنف خدماتی، از فید بیرون می‌زند. این مطلب، هفت فرمت آزموده را با ساختار اجرا می‌گوید.

فرمت یک و دو: پشت‌صحنه و روند کار

پشت‌صحنه، ارزان‌ترین محتوای خدماتی است: شروع یک پروژه، وسط کار، تحویل. روند کار هم همان است با توضیح: «اول چه می‌شود، بعد چه می‌شود.» این فرمت‌ها اعتماد می‌سازند چون نامعلومی را کم می‌کنند؛ و مشتری خدمات، بیشترین ترسش از نامعلومی است. ساختار: سه تا پنج نمای کوتاه، یک جمله روایت، و پایان با نام کار. اصل یکدستی را با هویت بصری پیج نگه دارید تا ویدیوها هم یکی باشند.

فرمت سه و چهار: قبل‌وبعد و پاسخ به سوال

قبل‌وبعد در خدمات، پادشاه اثبات است: هویت قدیم و جدید، فضای قبل و بعد از بازسازی، منوی شلوغ و مرتب. قاعده‌اش، مجوز مشتری و اغراق نکردن است؛ اغراق، اعتماد را می‌سوزاند و در مدیریت کامنت‌ها هم جوابش را می‌گیرید. فرمت پاسخ به سوال، از لیست سوال‌هایی که هر روز می‌شنوید شروع می‌شود؛ هر سوال، یک ریلز پانزده‌ثانیه‌ای. این فرمت، هم محتوا را بی‌پایان می‌کند هم جست‌وجو را به شما می‌آورد.

فرمت پنج و شش: اشتباه رایج و مقایسه انتخاب

فرمت اشتباه رایج: «سه اشتباهی که هنگام انتخاب فلان خدمت مرتکب می‌شوید.» مخاطب، لذت اصلاح‌شدن را دوست دارد و این فرمت، تخصص‌تان را نشان می‌دهد بدون اینکه کسی را بفروشد. فرمت مقایسه انتخاب: «گزینه اول یا دوم؟»؛ همان‌طور که در مقاله‌های مقایسه‌ای مثل منوی دیجیتال یا کاغذی می‌بینیم، مخاطب تصمیم‌گیری را دوست دارد. این دو فرمت، نرخ ذخیره بالایی می‌گیرند و ذخیره، سیگنال توزیع است.

فرمت هفت: نتیجه عددی

عدد، اعتبار می‌آورد: «میانگین سفارش این کافه بعد از بازطراحی منو، این‌قدر جابه‌جا شد.» اگر عدد واقعی ندارید، حدس نزنید؛ فرمت را عوض کنید. عدد ساختگی، روزی که کشف شود، برند را می‌سوزاند؛ و در بازار محلی، کشف می‌شود.

ساخت اجرا: دو ساعت در هفته

هفت فرمت را نچرخانید اگر ظرفیت ندارید؛ سه فرمت را انتخاب کنید و هفته‌ای دو ویدیو با تقویم محتوایی تولید کنید. هر جلسه ضبط، دو هفته محتوا می‌دهد اگر همان روز، چند سوال را پشت‌سرهم بگیرید. اگر خواستید برای صنف شما فرمت‌های اختصاصی بچینیم و قالب ویدیوها را با هویت برند هماهنگ کنیم، از فرم مشاوره بگویید خدمت‌تان چیست؛ لیست بیست سوال اول‌تان را همان‌جا می‌نویسیم.

روش عملی: اولین ریلز خدماتی، در یک ساعت

برای اینکه از فرمت‌ها نترسید، همین هفته اولین ریلز را با این ترتیب بگیرید. یک ساعت را به سه بخش تقسیم کنید:

  • ده دقیقه انتخاب سوال: یکی از سوال‌های تکراری مشتری‌ها را بنویسید؛ همین، سناریوی شماست.
  • بیست دقیقه ضبط: سه نمای کوتاه از محیط کار یا حین خدمت، و یک نمای صحبت به دوربین؛ هر نما پنج تا هشت ثانیه.
  • سی دقیقه مونتاژ و متن: نماها را به ترتیب «سوال، پاسخ کوتاه، اثبات، دعوت» بچینید و متن روی ویدیو بنویسید؛ خیلی از مخاطب‌ها بدون صدا تماشا می‌کنند.

دو نکته از تجربه: اول، صدا مهم‌تر از تصویر است؛ صدای گرفته و نویزدار، بهترین تصویر را هم می‌سوزاند، پس در فضای بسته و دور از صدای اضافه ضبط کنید. دوم، پایان ویدیو را باز نگذارید؛ یک جمله‌ی مشخص بگویید: «سوال‌تان را در دایرکت بنویسید» یا «همین امروز وقت بگیر». ریلز بدون پایان مشخص، تماشا می‌گیرد اما تماس نمی‌گیرد. و متن روی ویدیو را با فونت و رنگ هویت خود بنویسید تا هر ویدیو، آجر دیوار برند باشد؛ نه محتوایی شناور که کنار بقیه‌ی پیج نمی‌نشیند.

اگر بعد از چند ویدیو دیدید یکی از فرمت‌ها بازخورد بهتری می‌گیرد، شگفت‌زده نشوید؛ اتفاقا خوشحال شوید، چون کار ساده شد: همان فرمت را با سوال‌های تازه تکرار کنید. فرمت برنده، تقویم محتوای شما را برای ماه‌ها پر می‌کند و ضبط‌های بعدی، از حدس به تکرار روش می‌رسند. نگاه جامع‌تر به محتوای ارگانیک و پرداخت‌شده را در بازاریابی محتوایی؛ ماشین فروش خفته در گوگل نوشته‌ایم و برای هماهنگ‌کردن کل پیج با این ویدیوها، مدیریت شبکه‌های اجتماعی دقیقا همین کار را با قالب و لحن یکدست، برای صنف شما می‌چیند.

نکته‌های اجرایی: خطاهایی که بازدید را می‌سوزاند

در پیج‌های خدماتی که تازه ریلز شروع می‌کنند، چند خطای تکراری می‌بینیم که هر کدام، بازدید خوب را هدر می‌دهد:

  • شروع طولانی؛ اگر در سه ثانیه اول معلوم نبود ویدیو درباره‌ی چیست، مخاطب رد شده است. سوال را اول بگویید، مقدمه را حذف کنید.
  • لوگو و آدرس فقط در آخر ویدیو؛ مخاطبی که ویدیو را نیمه رها می‌کند، باید وسط کار هم بداند شما کیستید و کجا هستید.
  • متن شلوغ روی ویدیو؛ بیشتر از سه خط خوانده نمی‌شود. یک جمله‌ی اصلی بگذارید، بقیه را حذف کنید.
  • انتشار نامنظم؛ پنج ریلز در یک هفته و سکوت سه هفته، به پیج آموزش می‌دهد که مخاطبش را نگاه نکند. فرکانس کم اما ثابت، همیشه برنده است.
  • کپی ظاهری رقبا؛ فرمت را می‌توانید امانت بگیرید، اما لحن و محتوا باید از تجربه‌ی خودتان بیاید؛ مخاطب صنف، تقلب را حس می‌کند و اعتمادش را پس می‌گیرد.

خبر خوب این است که این خطاها همه قابل اصلاح‌اند و هزینه‌ی اصلاح‌شان تقریبا صفر است؛ فقط چک‌لیست می‌خواهند. قبل از انتشار هر ویدیو، سی ثانیه وقت بگذارید و سه سوال بپرسید: سه ثانیه اول چه می‌گوید؟ متن وسط ویدیو خوانا هست؟ پایان، مخاطب را به کدام اقدام دعوت می‌کند؟ همین سه سوال، همان فاصله‌ی بین ریلزِ رها‌شده و ریلزی است که ماه‌ها برای پیج کار می‌کند؛ و اضطراب دوربین هم، مثل هر مهارت دیگری، بعد از ویدیوی سوم یا چهارم، خودش کم می‌شود. اگر جلوی دوربین مانع جدی شماست، از صدای روی تصویر شروع کنید؛ پشت‌صحنه‌ی بدون چهره، برای فرمت پشت‌صحنه کاملا قابل قبول است و بعدا که اعتمادبه‌نفس آمد، جای صحبت به دوربین، خالی مانده است.

مطالب مرتبط

brandino

عضو تیم برندینو — تولید محتوا و استراتژی برند.