پرش به محتوا
شبکه‌های اجتماعی

تبلیغات اینستاگرام با بودجه محدود: تارگت درست، هزینه کم

۶ دقیقه مطالعه brandino

تبلیغات اینستاگرام برای کسب‌وکار کوچک، دو سرنوشت دارد: یا ماشین سفارش می‌شود، یا عکس قشنگی است که پول گرفت. فرق این دو، در سه تصمیم اول است؛ نه در بودجه. با بودجه کم هم می‌شود نتیجه گرفت، به شرط اینکه هدف، مخاطب و سنجش، از قبل روشن باشند. این مطلب، همان سه تصمیم را می‌بندد.

هدف کمپین: یکی، نه سه‌تا

اولین خطای رایج، خواستن همه‌چیز از یک کمپین است: هم فالوور، هم فروش، هم شناخت. کمپین هدف واحد می‌خواهد: یا پیام رساندن به مخاطب محلی، یا هدایت به تماس و دایرکت، یا فروش محصول مشخص. برای کسب‌وکار محلی با بودجه کم، هدف سنجیدنی بهترین است: تماس، پیام یا سفارش؛ چون می‌شود شمرد. فالوور، عدد خوش‌بینانه‌ای است که به فروش نمی‌رسد مگر با مدیریت تعامل درست بعدش.

مخاطب: باریک‌تر، بهتر

پرتایج بودن مخاطب، یعنی هزینه هدر رفته. برای کسب‌وکار محلی، جغرافیا اول است: شعاع اطراف مغازه یا شهر خودتان؛ بعد سن و علاقه‌های مرتبط با صنف. مخاطب را از داده واقعی بسازید: مشتری‌های فعلی‌تان چه‌اند؟ همین ویژگی‌ها را بگذارید. اگر پیج از قبل محتوای منظم دارد، مخاطب مشابه از پست‌های موفق، معمولا بهتر از حدس زدن کار می‌کند؛ و محتوای منظم یعنی همان ساختار تقویم محتوایی.

خود تبلیغ: بادکنک نه، سند بله

تبلیغ موفق با کسب‌وکار کوچک، یا پیشنهاد مشخص می‌دهد یا اطلاعات؛ نه شعار. تخفیف مشخص با تاریخ پایان، منوی جدید با عکس واقعی، یا محتوای آموزشی که مسئله مخاطب را حل می‌کند. تصویر تبلیغ باید با هویت برند یکی باشد تا بعد از دیدن تبلیغ، پیج همان حس را ادامه دهد؛ تضاد تبلیغ و پیج، همان‌جا فالوور را می‌بازد.

بودجه و سنجش: کوچک شروع کنید

بودجه کم را در ده کمپین پخش نکنید؛ دو یا سه کمپین کوچک با هدف مشخص، بیش از ده کمپین پراکنده می‌آموزد. هر کمپین، چند روز اجرا شود و سه عدد گرفته شود: هزینه هر پیام رسیده، هزینه هر تماس یا پیام، و فروشی که صریح از تبلیغ آمد. تبلیغی که هزینه تماسش از حاشیه سود مشتری بیشتر است، خاموش؛ بودجه به تبلیغ برنده برود. همین منطق، بعد از اولین دوره موفق، برای گسترش هم می‌ماند؛ و برای جنس محتوایی تبلیغ بعدی، فرمت‌های ریلز منبع ایده است.

اگر می‌خواهید اولین کمپین‌تان را با ما بچینیم؛ هدف، مخاطب و متن تبلیغ؛ از فرم مشاوره بودجه ماهانه و صنف را بنویسید؛ چیدمانی می‌دهیم که با کمترین پول، جواب سنجیدنی بگیرید.

سناریوی یک کمپین کوچک؛ از تصمیم تا شمارش

فرض کنید آرایشگاه مردانه‌ای در یک محله پررفت‌وآمد، بودجه ماه اول تبلیغ را بسته و می‌خواهد رزرو را بالا ببرد. سه تصمیم اول را می‌بندیم. هدف، یکی: رزرو از پیام؛ نه فالوور، نه شناخت برند. مخاطب: شعاع چندصد متری اطراف مغازه به‌علاوه محله‌های مسیر رفت‌وآمد مشتری‌ها، مردان بیست تا چهل سال؛ همین. تارگت عجیب‌وغریب لازم نیست؛ مغازه محلی، محلی می‌فروشد. تبلیغ: عکس واقعی از سالن و کار آرایشگر، با پیشنهاد مشخص و مهلت‌دار؛ «نوبت هفته اول ماه، با تخفیف ویژه؛ رزرو در واتساپ»؛ و پیام آماده واتساپ تا مشتری با یک تپ وارد گفت‌وگو شود.

سنجش از روز اول: جمله پیشنهاد، مال این کمپین است؛ هر کس آن را گفت، از تبلیغ آمده. دو هفته اجرا، بعد سه عدد: هزینه کل، تعداد رزروهای صریح، و هزینه هر رزرو. حالا مقایسه ساده: هزینه هر رزرو کنار سود یک مشتری آرایشگری؛ اگر از آن بیشتر بود، یا پیشنهاد ضعیف است یا مخاطب؛ اول پیشنهاد را عوض کنید، تارگت را بعد. تبلیغی که جواب داد، ادامه می‌گیرد و بودجه به سمتش می‌رود؛ تبلیغی که جواب نداد، پنج روز بیشتر دوام نمی‌آورد. همین حلقه کوچک، بودجه کم را از قرعه‌کشی جدا می‌کند. بازه دو هفته را هم کوتاه‌تر نکنید؛ داده کم، قضاوت را قرعه‌کشی می‌کند.

چک‌لیست قبل از روشن‌کردن کمپین

شش مورد زیر را قبل از خرج اولین تومان تیک بزنید؛ هر مورد که ناقص باشد، بعدا با پول پر می‌شود:

  • هدف واحد مکتوب؛ تماس، پیام یا سفارش؛ فالوور هدف کمپین فروش نیست.
  • مخاطب ذخیره‌شده؛ تارگت را با اسم ذخیره کنید تا نتیجه کمپین‌ها بعدا قابل تکرار و مقایسه باشد.
  • پیشنهاد مشخص با مهلت؛ تخفیف بی‌تاریخ، اضطرار نمی‌سازد و تصمیم را به فردا می‌سپارد.
  • مقصد آماده؛ پیام آماده واتساپ، پاسخ‌گویی در ساعات تبلیغ و جواب سوال‌های اولیه از قبل نوشته شده؛ تبلیغ روشن و تلفن بی‌جواب، پول سوزاندن است.
  • راه شمارش؛ کد یا جمله اختصاصی کمپین؛ بدون آن، موفقیت را حدس می‌زنید.
  • سقف روزانه و تاریخ پایان؛ کمپین بی‌تاریخ، سنجش هم نمی‌خواهد چون هیچ‌وقت تمام نمی‌شود.

بودجه تبلیغ را هم در کل بودجه بازاریابی‌تان جا بدهید، نه از جیب خلوت روزها؛ سهم درستش را در راهنمای بودجه‌بندی بازاریابی نوشته‌ایم: بودجه‌بندی مارکتینگ؛ چند درصد از فروش باید خرج شود؟ و اگر پیشنهاد کمپین، تخفیف است، چیدمانش را طوری ببندید که برند ارزان نشود؛ فرمولش در راهنمای کمپین تخفیف آمده: کمپین تخفیف؛ فروش بدون کشتن برند

تبلیغ، بزرگ‌نمایی است؛ نه تعمیرکار

انتظار غلط از تبلیغ، رایج‌ترین دلیل ناامیدی از آن است. تبلیغ، چیزی که هست را بزرگ‌نمایی می‌کند: مسیر تماس تمیز را پرترافیک می‌کند و مسیر شکسته را هم؛ پرترافیکِ شکسته، یعنی پول بیشتر در همان سوراخ قبلی. قبل از روشن‌کردن کمپین، خودتان یک دور مشتری شوید: از گوشی دیگری پیج را ببینید، لینک بایو را بزنید، پیام بدهید و ببینید چند دقیقه طول می‌کشد جواب بیاید. اگر این دور، مشکل نشان داد، اول یک هفته اصلاح کنید، بعد تبلیغ. همین‌طور تبلیغ، جای محتوای ضعیف را نمی‌گیرد؛ پیجی که سه پست دارد و هایلایت‌هایش خالی است، ترافیک تبلیغ را همان‌جا از دست می‌دهد که وارد شد. ترتیب درست همیشه یکی است: پیج و مسیر، بعد تبلیغ؛ نه برعکس. و بعد از این دور کوتاه، یک سوال بنویسید و جوابش را ذخیره کنید: اگر فردا ده برابر بودجه آمد، کدام بخش از مسیر اول زنگ می‌زند؟ همان بخش، جایی است که قبل از بزرگ‌شدن باید سفت شود.

مطالب مرتبط

brandino

عضو تیم برندینو — تولید محتوا و استراتژی برند.